احمد بن محمد ميبدى
370
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
بگذاشته و رو به درگاه او گذاشته و حكم او را مطيع و منقاد بوده و فرمان او را گردن نهاده و زبان اعتراض را بريده است ! زيرا كه مخلوق را بر خالق اعتراض نيست و از حكم او زهرهء اعراض نه ! لطيفه : از عزيزى پرسيدند كه بندگى چيست ؟ گفت : از اعتراض اعراض كردن و قضا را به رضا پيش آمدن و تلخى قضا را به دندان تسليم خائيدن كه وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ . سوره 41 آيه 10 10 - وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها . آيه . كوهها ميخهاى زمين است از روى صورت ، و اولياء حق ميخهاى زميناند از روى حقيقت ! نظام كار عالم در جبال بلند معرفت ايشان بسته ، و استقامت احوال و اسباب خلق از روى معنى در دعوات و بركات اينان وابسته است ، به تن با خلق حاضرند ، اما به دل از آنان غايب ! و با حق حاضر ! مردم آنان را حاضر مىدانند ولى ايشان از مردم غايب و با حق حاضرند . بايزيد بسطامى گفت : چهل سال است تا من با خلق سخن نگفتهام ، هرچه گفتهام با حق گفتهام و هرچه شنيدم از حق شنيدهام . محمد مصطفى ( ص ) فرمود : نزد خدا آرام گيرم ، او مرا غذا دهد ، پيغمبر در گزاردن شريعت و بسط امّت با خلق بود ولى در دوام مشاهدات و دوستى حق ، به سرّ و پنهانى با حق بود ، كه چون دوستى غلبه كند دوست از دوست جدا نگردد ! ابو على دقاق ( از بزرگان عرفاء ) گفت : بهشت را با ما شغلى نيست و دوزخ را با ما كارى نه ، زيراكه در دل ما جز شادى ببقاء حق نيست . هرچه جز يار ، نام او بشكن * هرچه جز عشق ، نام او غم كن . تفسير لفظى [ آيات 25 الى 36 ] 25 - وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ . و براى ايشان همنشينانى ساختيم و همساز اين سبب شديم تا آنچه پيش ايشان است از امور دنيا و آنچه پس از ايشان است از امور آخرت براى آنان بيارايند و آنها دنيا را بر آخرت برگزينند و سخن خداوند ( راجع به تهديد و عذاب ) بر آنها راست و درست شد همچون گروههائى كه پيش از ايشان از پرى و آدمى بودند ! كه ايشان زيانكاران و از خود درماندگانند ! 26 - وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ . كافران گفتند ، قرآن را مشنويد و سخن نابكار در آن افكنيد تا مگر او را از خواندن بازداريد و شما پيروز شويد . 27 - فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذاباً شَدِيداً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ . به راستى ، به كسانى كه كافر شدند عذاب سختى بچشانيم و به آنها بدتر پاداشى به بدتر كارهائى كه مىكردند پاداش دهيم . 28 - ذلِكَ جَزاءُ أَعْداءِ اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيها دارُ الْخُلْدِ جَزاءً بِما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ . اين است جزاى دشمنان خدا و آنان راست در آتش سراى جاويدان ! كيفر آنچه با سخنان ما مىكردند و منكر مىشدند . 29 - وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلِينَ . كافران ( در ميان آتش دوزخ ) گفتند : پروردگارا ، آن دو تن كه